close
تبلیغات در اینترنت
پي دي اف چون که در میان قلب خود دانه‌های اشک کاشت
loading...

iranscaniar470

چراغ ال اي دي سياردوربينهاي شکاريخواجهسید اسعد آنکه ازوستهر چه سعدست زیر هفت سماآنکه با رای او یکیست قدرآنکه با امر او یکیست قضازیر تدبیر محکمش آفاقدستمال کاغذی به اشک گفت:قطره قطره‌ات طلاستیک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟عاشقم.. با من ازدواج می‌کنی؟ اشک…

متون شعر دستمال کاغذی به اشک گفت خوش خیال کاغذی

iranscaniar470 بازدید : 53 یکشنبه 26 مهر 1394 زمان : 20:7 نظرات ()

چراغ ال اي دي سيار
دوربينهاي شکاري


خواجه
سید اسعد آنکه ازوست
هر چه سعدست زیر هفت سما
آنکه با رای او یکیست قدر
آنکه با امر او یکیست قضا
زیر تدبیر محکمش آفاق

دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟
عاشقم.. با من ازدواج می‌کنی؟

اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی!؟
تو چقدر ساده‌ای خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما، تو مچاله می‌شوی
چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی کجاست؟ تو فقط دستمال باش!

دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید خون درد

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت
چون که در میان قلب خود دانه‌های اشک کاشت.

عرفان نظرآهاری


قصاید فرخی سیستانی
نیلگون پرده برکشید هوا
باغ بنوشت مفرش دیبا
آبدان گشت نیلگون رخسار
و آسمان گشت سیمگون سیما
چون بلور شکسته، بسته شود
گر براندازی آب را به هوا
لوح یاقوت زرد گشت به باغ
بر درختان صحیفه
مینا

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 207
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 8
  • بازدید امروز : 91
  • باردید دیروز : 49
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 91
  • بازدید ماه : 560
  • بازدید سال : 1,710
  • بازدید کلی : 68,353