close
تبلیغات در اینترنت
آسیمه می‌خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر از کيست؟
loading...

iranscaniar470

چراغ قوه تابشفروشگاه دوربين شکاريپدید باشد و خیری ز سوسن آزادیمین دولت محمود شهریار جهانبه شهریاری و رادی و خسروی بزیادوقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه می‌کنمزیبایی‌ات را با بهار گاه اشتباه می‌کنم از شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شودعطر تنت می‌پیچد…

غزل خواب آخر خواب آخر

iranscaniar470 بازدید : 22 پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 15:10 نظرات ()

دوربین شکاری دید در شب قیمت
چراغ قوه شارژی Led


قصاید فرخی سیستانی
ز بسکه رنج سفر بر تن شریف نهد
همی
ندانم کان تن تنست یا پولاد
برابر یکی از معجزات موسی بود
در آب دریا لشکر کشیدن شه راد
شه عجم را چون معجزه کرامتهاست
پدید گشت که آن از چه روی و از چه نها
د

وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه می‌کنم
زیبایی‌ات را با بهار گاه اشتباه می‌کنم

از شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود
عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود

 گیسوت تابی می‌خورد، می‌لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می‌شود چون آبشاری موی تو

چون برگ گل در بسترم می‌گسترانی بوی خود
من را نوازش می‌کنی بر مهربان زانوی خود

آسیمه می‌خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا؟ تنها نرو من را ببر

من بی تو می‌میرم نرو، من بی تو می‌میرم بمان
با من بمان زین پس دگر هر چه تو می‌گویی همان

در خواب آخر عشق من در برگ گل پیچیدمت
می‌خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت


پرور اوست
دل او وقت عطا دادن بحریست فراخ
که مه زود رو اندر طلب معبر اوست
نتوان گفت که دریای دمان را دگرست
نتوان گفت که
درهای دگر جز در اوست
از کریمی دل او سیر شود هرگز نه
این سرشتیست که در خلقت و در گوهر اوست
دست او همچو درختیست که چشم همه خلق
به بهار و به خزان بر گل و برگ و بر اوست

نقد شعر عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود خواب آخر

iranscaniar470 بازدید : 27 دوشنبه 11 اسفند 1393 زمان : 21:40 نظرات ()

چراغ قوه تابش
فروشگاه دوربين شکاري


پدید باشد و خیری
ز سوسن آزاد
یمین دولت محمود شهریار جهان
به شهریاری و رادی و خسروی بزیاد

وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه می‌کنم
زیبایی‌ات را با بهار گاه اشتباه می‌کنم

از شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود
عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود

 گیسوت تابی می‌خورد، می‌لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می‌شود چون آبشاری موی تو

چون برگ گل در بسترم می‌گسترانی بوی خود
من را نوازش می‌کنی بر مهربان زانوی خود

آسیمه می‌خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا؟ تنها نرو من را ببر

من بی تو می‌میرم نرو، من بی تو می‌میرم بمان
با من بمان زین پس دگر هر چه تو می‌گویی همان

در خواب آخر عشق من در برگ گل پیچیدمت
می‌خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت


قصاید فرخی سیستانی
همه بیابان زان روشنایی آگه شد
چو جان آذر خرداد ز آذر خرداد
برفت بر دم آن روشنی و از پی آن
به جستجوی سواران جلد بفرستاد
به جهد و حیله در آن روشنی همی
برسید
سوار جلد بر اسب جوان تازی
زاد

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 207
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 8
  • بازدید امروز : 73
  • باردید دیروز : 49
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 73
  • بازدید ماه : 542
  • بازدید سال : 1,692
  • بازدید کلی : 68,335