close
تبلیغات در اینترنت
این همه سوتی و گاف در سریال «کیمیا» !
loading...

iranscaniar470

خريد دوربين شکاريخريد بندانداز برقي جدا از ماجرای سوتی های موجود در سریال، ریزبینی مخاطبان و واکنش آنی و لحظه ای آنها هم مقوله جالب و قابل بحثی است. در مدتی که از شروع پخش سریال می گذرد، ایرادهای محتوایی و ساختاری جالبی از سریال گرفته شده که شاید خیلی ها با چندین بار تماشا هم نتوانند به آنها برسند؛ نکته سنجی هایی در حد اینکه زمان قبل از انقلاب، میوه ها را در کیسه نمی فروختند یا چرا پدر کیمیا وسط تابستان نارنگی می خورد و کیمیا در آن سن و سال، ابروهایش را برداشته! خلاصه اینکه به نظر می رسد این نکات،…

این همه سوتی و گاف در سریال «کیمیا» !

iranscaniar470 بازدید : 24 دوشنبه 18 اسفند 1393 زمان : 12:25 نظرات ()

خريد دوربين شکاري
خريد بندانداز برقي

جدا از ماجرای سوتی های موجود در سریال، ریزبینی مخاطبان و واکنش آنی و لحظه ای آنها هم مقوله جالب و قابل بحثی است. در مدتی که از شروع پخش سریال می گذرد، ایرادهای محتوایی و ساختاری جالبی از سریال گرفته شده که شاید خیلی ها با چندین بار تماشا هم نتوانند به آنها برسند؛ نکته سنجی هایی در حد اینکه زمان قبل از انقلاب، میوه ها را در کیسه نمی فروختند یا چرا پدر کیمیا وسط تابستان نارنگی می خورد و کیمیا در آن سن و سال، ابروهایش را برداشته! خلاصه اینکه به نظر می رسد این نکات، حتی از خود سریال هم جذاب تر باشند.


همراه اول

موقعی که آرم همراه اول را روی در مغازه بازار دیدیم، برق از سرمان پرید. دهه 50، خرمشهر، همراه اول!!! این یکی را هیچ جوره نمی شود لاپوشانی  کرد. کامنت ها نشان می دهد که چشم های زیادی این سوتی را دیده:

• عوامل اصلی سریال با تشکر از زحماتتون، اما سوتی دادن در چنین سریالی با چنین عوامل کارکشته ای واقعا جای تعجب داره. در سکانس خرید مادر کیمیا با زن داییش، اون تبلیغ همراه اول پشت سر بازیگرا چی بود؟ واقعا ندیده بودینش؟

• از شما بعید بود در قسمتی که خانم آزیتا حاجیان با خانم دیگه ای در حال خرید بودن، تبلیغ همراه اول سوتی بود.

• همراه اول با ماشین زمان رفته به دهه 50

صندوق پست روی در

یکی از همین نکته سنجی ها درباره صندوق پست روی در است که بعضی ها واکنش های جالبی نسبت به آن نشان داده اند.

• روی در آبی خونه خانم طاهری یک صندوق پست وجود داره! در حالی که هنوز چند سال بیشتر از نصب این صندوق ها نمی گذرد و سی و اندی سال قبل هیچ اثری از آنها نبود.

• صندوق پست روی در خونه خانوم طاهری دیگه اوج سوتیه

• از این صندوق پست ها مگه بوده اون زمان روی در؟

• صندوق پستی روی در حیاط خانم طاهری... قبل انقلاب روی در خونه ها از اینا بوده؟؟؟


خیابان های دهه 50

بعضی ها هم به بازنمایی خیابان ها و جاده ها و حتی ماشین های دهه 50 ایراد گرفته اند و گفته اند که از گاف های اساسی سریال است.

• متاسفانه نتونستن فضای اون سال رو در بیارن. توی سریال طراحی صحنه ای شکل نگرفته و خیابان های خرمشهر رو بازسازی نکردن. برای همین فضای اون سال ها در نیومده.

• لباس ها و خیابون ها شبیه دوران قبل از انقلاب نیست. کلا انگار واسه بچه ها فیلم ساختن.

• ماشین آمریکایی مشکی که امشب توی سریال نشون داد، مال سال 1990 بود این ماشین سال 1357 اصلا نبوده.

• تابلو جاده ها از 50 سال پیش تا الان همین طوری باقی مونده؟

چادر عبایی آستین دار

همان لحظه ای که برای اولین بار خانم طاهری، چادر عبایی را با آن آستین های توردوزی شده سرش کرد، می شد حدس زد که این کار چه واکنش هایی به همراه داشته باشد. خب دیگر این را همه می دانند که چادرهای آستین دار تازه به بازار آمده اند و طبیعتا قبل از انقلاب نبوده اند:

• اون موقع ها چادر عبایی این شکلی نبود. عبا یا همون چادر عربی ها توی جنوب هم آستین دار نبوده.

• اون موقع خانوم ها عبای این مدلی نمی پوشیدن. من خودم خوزستانی ام.

• حداقل تحقیق می کردین که اون موقع ها عبا چه شکلی بوده.

• واقعا کارگردان یادش نیست که چادر آستین دار چند سال پیش اومد تو بازار؟ حداقل تورهای لب آستینش رو برمی داشت.

قطار سریع السیر

بعد از اینکه قرار می شود پدر کیمیا دست اهل و عیال را بگیرد و به سمت تهران حرکت کنند، یک اتفاق هیجان انگیز ما را به وجد آورد. خانواده استوار پارسا به وسیله قطار عازم پایتخت می شوند، قطاری که تصاویر داخلی آن به هیچ وجه شبیه به قطارهای 40 سال پیش نیست!

• آقا به جان خودم من پریروز با همین قطاری که کیمیا و خانواده اش اومدن تهران رفتم اهواز!

• می گم این صنعت حمل و نقل ریلی ما تو این سال ها خیلی پیشرفت نداشته ها. قطارهای امروز شبیه به قطارهای دهه 50 هستن!

• خوش به حال کیمیا اینا. ما دهه 60 با اتوبوس سفر می کردیم، اینا 10 سال قبل از ما با قطار اکسپرس!

تیربرق های مدرن!

یکی از نکاتی که سازندگان کیمیا از همان قسمت های اول سریال درگیر آن بودند تیربرقها، دکل های مخابراتی و تابلوبرق های ساختمان های مختلف بود. البته کیمیاسازان فقط درگیر آن مسائل شدند و خیلی دنبال رفع و رجوع آن نبودند. اتفاقی که از چشم تیزبین مخاطبان این سریال پرهزینه دور نماند:

• من دیپلم شبکه هوایی دارم، این مدل تیربرق هایی که تو سریال نشون می دن حدود 10-15 سال است که در تهران استفاده می شه. قبل از اینها تیربرق های سیمانی سوراخ بوده و پیش از اونها هم تیرهای چوبی. مسلما در دهه 50 از تیرهای چوبی استفاده می شده.

• تیربرق های محله استوار پارسا 40 سال پیش از تیربرق های محل ما تو دهه 90 سالم تر و سرپاتر بود!


گریم ها

یکی از پرحاشیه ترین اتفاق ها، گریم های استفاده شده برای زنان این سریال است. خیلی معتقدند که کارگردان حتی یکبار هم گذرش به خرمشهر نیفتاده و رنگ پوست آدم ها را ندیده:

• خودتون تاحالا آبادان و خرمشهر بودید؟ رنگ پوست افراد جنوبی که نشون دادین، اصلا شبیه رنگ پوست آبادانی ها نیست.

• جهت اطلاع کارگردان پوست بیشتر آبادانی ها گندمی است تا سیاه سوخته.

• کی گفته خانم های آبادانی و خرمشهر سیاه پوست هستند آخه؟ دختر دبیرستانی که دوست کیمیاست با کمک گریم پوستش رو تیره کردین که بگین جنوبیه؟

دیگر سوتی ها

جدا از این گاف های آشکار و مهم، بخشی از مخاطبان هم سوتی های جالبی از کار گرفته اند:

• اینم از سوتی توی قسمت پنجم. فرخ روی پشت بامی نشسته که ایزوگام شده. اونم 30-40 سال قبل. مگه می شه؟!

• اون موقع ها خونه ها آیفون داشتن؟ ما امروز یکیشو توی کیمیا دیدیم.

• آخه کدوم جنوبی چادر عروسش مشکیه؟

• ظاهرا اون موقع هاشور ابرو هم مد بوده. به ابروهای کیمیا دقت کنید.

• میوه ها رو هم معمولا تو کیسه پلاستیکی نمی ذاشتن. تو پاکت می ذاشتن.

• اهواز آن سال ها این قدر پیشرفت کرده بود که لوله کشی گاز داشته؟ بچه های همه اتاق جداگانه داشتن و همه به مدرسه می رفتن؟ پس کجا بی سوادی بوده؟

• اگر تابستان بوده و زمان امتحانات در خرداد، پس پرتقال دست پدر خانواده چه کار می کنه؟


آیا جلوه های ویژه بصری می توانست کیمیا را نجات دهد. هادی اسلامی که تجربه موفقی در فیلم «چ» دارد، این مساله را بررسی می کند.

حذف گاف با یه کم پول و کمی خلاقیت

سریال مختارنامه، فیلم «چ» و سایر آثار فاخر، بار بخش مهمی از دکورسازی را به دوش جلوه های بصری می اندازند. شاید در کل، دکورها آن اندازه ای که ما در کل کار می بینیم، نباشند، اما نهایتا طوری تنظیم می شوند که شهر همان طور که باید باشد، به نظر برسد. قطعا درباره «کیمیا» هم این امکان وجود داشته که برای بازسازی خرمشهر از چنین تکنیکی استفاده شود. سید هادی اسلامی که در ویژوال افکت هر دو اثر مختارنامه و «چ» دست داشته، درباره چگونگی بازنمایی ها با این روش توضیح می دهد.

یکی از انتقادهایی که از اول پخش سریال «کیمیا» وجود داشته، این است که سریال، بازنمایی درستی از حال و هوای خرمشهر دهه 50 انجام نداده. شما زمان ساخت فیلم «چ» حاتمی کیا شهر پاوه را به شیوه ویژوال افکت بازسازی کردید. قطعا اینجا هم چنین امکانی وجود داشته که با جلوه های بصری خیابان های خرمشهر مطابق الگوی دهه 50 ساخته شود.

درباره بازسازی فضاها باید بگویم که سال هاست این خدمات توسط کسانی که طراح جلوه های بصری هستند، در حال انجام است. مسوولان جلوه های بصری خیلی تلاش کردند که فیلمنامه ها را قبل از اینکه کار شروع شود و در همان پیش تولید بخوانند و مشاوره های اجرایی بدهند تا به جای اینکه عوامل بروند و دکورسازی کنند، با این تکنیک به نتیجه برسند. اینکه این فرهنگ چقدر جا افتاده و چقدر فیلمسازها به سمتش می روند، یک بحث دیگر است.

پس یعنی چنین امکانی برای همه کارها وجود دارد؟

بله، اما مساله دیگر، بحث فرهنگی این کار است. به نظرم خیلی ها به لحاظ تکنیکی با این کار آشنا هستند، اما هنوز ترجیح می دهند که بعضی اتفاقات در صحنه بیفتد؛ یعنی آن چیزی که در تولید اتفاق می افتد، برایشان ملموس تر است. برای همین کمتر می آیند سراغ این قضیه یا آن را جدی نمی گیرند. مساله مهم دیگر این است که هنوز نه در سینما و نه در ارشاد ردیف بودجه نداریم. این مساله هم به دوستان لطمه می زند و هم به فیلم ها.


اما با استفاده از دکور و صحنه هم آن طور که باید، موفق نمی شوند.

دوستانی که می خواهند از این تکنیک استفاده کنند باید بدانند چه می خواهند؛ یعنی از اول باید بدانند خیابان جلو خانه شخص چه شکلی است؟ در حالی که هیچ کس نمی داند. می گویند باید برویم سر صحنه ببینیم چه پیش می آید. در این صورت، ما کاری نمی توانیم بکنیم. چون وقتی بدانیم قرار است فقط دو متر جلو خانه برای ما اهمیت داشته باشد، بقیه خیابان را با ویژوال افکت می گیریم، ولی وقتی نمی دانیم کجاست و نمی دانیم چه نمایی قرار است داشته باشد، اصلا امکان پذیر نیست. ما یک پروسه پیش تولید با صحنه و کارگردانی داریم و آنجا همه چیز را مشخص می کنیم.

یعنی بعضی کارگردان ها با این فن آشنایی ندارند؟

نمی توانم بگویم نمی دانند، چون قطعا می دانند. مساله این است که نمی دانند چقدر راحتی می توانند به آن اطمینان کنند و دوم اینکه از ابتدا برنامه ریزی دقیقی روی کار ندارند؛ یعنی نمی دانند هر نما قرار است به چه صورت گرفته شود، بنابراین نمی شود برنامه ریزی کرد.

برای سریال های طولانی هم که خب اصلا نمی شود چنین کاری کرد.

حقیقت این است که چنین کاری بسیار بسیار برایشان به صرفه است، اما متاسفانه خلاقیتی در این زمینه وجود ندارد. هیچ برنامه ریزی قبلی برای این کارها نیست.

هفته نامه همشهری جوان

با تمامی زحمات کادر این سریال باید گفت پوشش سر خانم ها در فیلم واقعا جای تامل داره. درسته که بخاطر معذورات نمیشه خانم های بی حجاب قبل از انقلاب رو به تصویر کشید و کاملا قابل درک هست اما حداقل می شد برنامه ریزی بهتری کرد. خانم هایی که در این سریال به اصطلاح بی حجاب هستند مثل مسئولین مدرسه یا خانم های اقوام خانواده کیمیا به طرز غیر واقعی یا کلاه دارن یا با روسری و پارچه مدل دار موهاشون پوشانده شده. وپوشش دخترهای دبیرستانی مخصوصا خود کیمیا رو هم باید لحاظ کرد که کلا جالب از آب در نیامده. یعنی نمی شد از موی مصنوعی (پوستیژ) بجای اینها استفاده کرد؟ که هم مشکل شرعی نداره و هم باور پذیر و طبیعی تر هستش.
با تمام این سوتی ها و گاف ها که گفته شد مهمترین نقطه ضعف سریال عدم توجیه درست و منطقی برای شورش جوانها و انقلاب است . تکرار این نکته که سوال داریم و سوال داریم اصلا دلیل درستی نیست . الان هم ما سوال داریم و جوابی داده نمی شود پس باید انقلاب کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصلا پردازش درست و منطقی بر روی علت انقلاب انجام نشده و بیشتر این کارها بچه بازی و کنجکاوی یه سری بچه بیکار و بی غم میادو این نمی تونه وجود انقلاب را برای نسل جدید توجیه کنه.
سوتی خیلی بزرگشون اینه که در سال 57 بچه ها شب نامه پخش می کردن!!!!! در حالی خود بنده در اون سالها 16-17 سال داشتم و به شدت درگیر اینجور کارا بودم، در سال 57 کار از این حرفها گذشته بود و ما علنا تو روز روشن ، مخصوصا از مهر 57 به بعد، اعلامیه پخش می کردیم و نوارهای صحبتهای امام رو مردم تو روز روشن بدون هیچ ترسی گوش می کردن و مخفی کاری نبود!!!
ما بارها مدرسه رو تعطیل می کردیم و به خیابون می آمدیم برای تظاهرات!!!
و جالبه که سریال اصلا تظاهرات مردم رو که نقل و نبات همه جا بود رو نشون نمیده!!! و چون دست اندر کاران سریال حتما و یقینا در اون روزها و توی متن انقلاب در تهران نبوده اند ، نمی دانند چه اتفاقاتی افتاده و از خودشون داستان ساختند!!!
البته مشکلات مربوط به لوکیشن در ساخت چنین فیلمها و سریالهایی در کشورمان، ناشی از فرهنگ خاص جامعه ایرانی است. شاید در کمتر کشوری، شهرها اینقدر تند و زود به زود رنگ عوض کنند، ساختمانهای قدیمی خراب شوند و نمای فروشگاه ها و مغازه ها به سرعت تغییر کنند. 37 سال زمان زیادی نیست، اما اکثر خیابانهای تهران طی این سالها به طور کامل تغییر کرده است. در حالی که مثلا در ساخت فیلمهای آمریکایی، به راحتی می توانند فیلمی را در فضای سالهای 70 یا 80 میلادی در همان لوکیشین های اصلی به تصویر بکشند. امروز حتی نمی توان فیلمی را در فضای دهه 60 یا حتی 70 شمسی در خیابانهای تهران و شهرهای دیگر ساخت!
هالیوود با تمام امکاناتی که داره باز هم شهرک ها و شهرهای سینمایی رو در چند ایالت آمریکا و چند کشور اروپایی ساخته تا به ندرت سوتی بده ، اگر یک شهرک سینمایی با حال و هوای جنوب قبل از انقلاب داشتیم انقدر سوتی در یک سریال نمی دیدیم می شد سریال های زیادی درش ساخت و برای توریستی هم استفاده کرد سودده هم می شد ، فقط کافیه برنامه ریزی داشته باشیم که هر دهه یک امکان خوب فیلم و سریال سازی اضافه کنیم .
با سلام نميدانم چرا نويسنده و كارگردان اين سريال اينقدر بي اطلاع هستند اولا پدر كيميا در ارتش نيست و در ژاندارمري مشغول است كه اصولا هيچ ربطي به انجام اعمال ايشان در موارد اين چنيني ندارد دوما من از ايشان ميخواهم بپرسم كه اين اوهام را از كجاش در آورده كه در زمان انقلاب مردم با همسايه هاي نظامي خود اينگونه برخورد ميكردن و يا اصولا براي نشان دادن خفقان آن قسمت از تاريخ چه دليلي وجود دارد كه بيايم اينگونه نام نظامي و ارتشي را كه در همان زمان هم از محترم ترين افراد جامعه بودند را اينگونه تخريب نمايند البته بودند قسمتي از نيروهاي گارد شاهي كه در آن تاريخ مجبور به رويارويي با مردم شدند كه در اكثر مواقع بر خلاف نظر كارگردان بي اطلاع سريال حتي از فرمان پيروي نمي كردند ضمن اينكه براي رونمايي از اينكه انقلاب به يك باره باعث دگر گوني نظر يك نظامي شده اينقدر نميشود قبل آن گروه را تخريب نمود از همه مهمتر لازم است بدانيد هيچ خانواده نظامي در آن زمان از اينكه فرزند يك ارتشي بودند اين حس ناراحت كننده را بخود نمي گرفتند من خودم در آن تاريخ جزءمبارزين بودم با داشتن 12يا 13سال سن و اين را هم پدرم ميدانست و اتفاقا ايشان از نظاميان عالي رتبه بودند و نه يه استوار ژاندام پيزوري آن زمان كه حتي در آن تاريخ هم هيچ كي (تاكيد ميكنم)هيچ كي ترسي از آنها نداشتند . خوب است يك نكته ديگر را هم به شما گوشزد نمايم كه متاسفانه جلوه سازي از جوان و نوجوان آن تاريخ هم به غلط صورت گرفته به عنوان مثال كيميايي كه در سريال مي بينيم بسيار پر رو و بي پر وا تشريف دارد و در بسياري از مواقع با مادر و ديگران خيلي بي رو در بايسي صحبت مي كند .خلاصه اينكه ايرادات سريال كيميا تنها به ايرادات جرئي نيست و از نظر محتوايي هم ايراد دارد.
سلام...من متن این نوشتار را از اول تا آخر خوندم .تفریبا فیلم را هم نگاه کردم که تا کنون در مورد سزیالهای ایرانی انجام ندادم....من در دوران انقلاب محصل بودم تمام این اتفاقات که در این فیلم افتاده رو بخاطر دارم....اما ایراداتی که دوستان از فیلم گرفتند و مقایسسه با فیلم های امریکایی کردند در نوع خودش یه سوتی بزرگ هست ....نمیدانم سن وسال این عده به سالهای انقلات میخوره یانه....و اما درب داشیم که با ریموت باز میشدووو درب داشتیم که صندوق نامه داشت...اواخر دوره شاهی ماشین های زاپنی و المانی وارد مملکت شدند... که خود من با کسی اعلامیه ها با گلف حمل میکردیم...پس در مورد ماشین ها هم میتوان گفت کما بیش میتوانستد وجود داشته باشه ....لباسها سلیقه ای ست بجز مقنه..که ان هم بچه مسلمونهای دبش اون زمان سر میکردند..همه موهاشون رو سشوار میکشیدند یا میبستند....جالا با محدودیتی که در این فیلم هست مجبورا با یه تل روی روسری انرا پوشش بدهند که این هم مورد توجه ست که راه کار هایی میتواند داشته باشد...این کوچه ای که کیما در ان زندگی میکنه جای بسی خوشحالی که هنوز تبدیل به برج نشده ولی آگاهانه یک چنین منظری میتواند باشد...از ساوکی ها درست درسته از دون بگیر به بالا که حقیقتا اینچنین بودند...من تا اینجای فیلم چون در متن ان زمان زندگی میکردم به اطلاع رسوندم ...فیلمنامه ضعیف نوشته شده.. هنر مندان ما با تمام قوا دارناین فیلمنامه رو جلا میدن...خانم حاجیان یکی از بهترین هنرمند سینماست..که با چشمانش خرف رو به محاطب میرسونه با تن صداش..حالا تا اینجا کافیه ..عزیزم شما که انتقاد میکنی ..ایا تا حا حالا شده بپرسی چرا انقلاب شد...حالا که انقلاب شد چرا فیلم های ما ماندگاریشون یک درصد هست..و استعداد هنرمندانمون در لابلای پوششون گم شده..تا حالا سوال کردی لین سریالهای خارجی ماهواره ای که بسیار مبتذل و تبلیغی برای ویرانی اندیشه ملتها ساخته میشه..چرا مخاطب داره...چرا ما دفاع از خاکمون میکنیم ولی از ملیتمون نمیکنیموواز فرهنگمون نمیکنیم..و همیشه خودمونوواخورده وعقب مانده و کم معرفی میکنیم...از کم زیاد ساخت تو کم دیدی ..حالا تو زیاد ببین ..ببین اگر زیاد نشدهر انچه در این مرز و بوم هست..نقد بکن ولی نزار انتقاد رو بهت یاد بدهند..برای دست اند کارن این سریال هم آرزوی موفقیت میکنم ..شاید کم و کاستی فیلم رو ببیند و بر طرف کنند
این خانم مادر کیمیا شوهر خودش رو تحت فشار قرار میده برای اعتماد همسایه ها نه واسه اینکه دقیقا نشون بده یک دلیل منطقی داره، تو گریم جالبه که همه ابروهاشون رنگ شده هست مگه هرچی الان مد هست رو باید استفاده کنی؟؟ دختر همسایه فرم می پوشه با روسری بنفش تافته جدا بافته است بقیه همه فرم مدرسه بعدش در اون زمان خانم ها خودشون خیاطی میکردند نه اینکه شوهرش بره لباس دوخته بخره اکثرا کادو پارچه میدادند نه لباس نخی دوخته اونم از یک استوار ژاندارمری بعیده چون حقوقش محدودیت داره
کلاً فیلم های که بازیگران خوب و قوی و سرشناس توش زیاده معمولاً محتوا ندارن .وقتی قراره یک فیلم به عوان یک پروژه هنری ملی قوی اون به قول خودشون تاریخ 3 دهه رو به تصویر بکشه باید فقط به انتخاب بازیگران خوب بسنده نکرد . بلکه انتخاب فیلمنامه نویس خوب به همراه مشاوران مخصوصاً اگر قرار فیلم تاریخ مردم کشور و فرهنگ مارو بتصویر بکشه و همچنین طراح لباس و تصویر و کلاً تمامی اجزا و افراد فیلم میتونند روی اون فیلم تاثیر بگذارند . الان با توجه به کامنت ها بیشتر مشکل فیلم در فیلمنامه و طراحی لباس و صحنه بود . که متاسفانه در مورد طراحی لباس و صحنه در اکثر فیلم ها چه سینمایی چه تلویزیون افرادی که مشغولن دختری ، پسر بستگان تهیه کنندگان فیلم هستند یعنی کلاً کسی که بخواد واقعً علم و توجه و مهارت واقعاً توی این زمینه داشته باشه شاید کمتر از 1 % در فیلم ها باشند .
با سلام و درود بر تمامی هنرمندان عزیز ..میشه گفت سریال بدی نیست. سرگرم کننده ست و بازیگرهای خیلی خوبی نقش آفرینی کردند... همین کافیه که مخاطب سرگرم باشه. ولی خدائیش حرف دل رو بگم بهتره... مدتیست که فرزندم بزرگتر شده و تصمیم گرفتیم که کانالهای ماهواره رو کمتر ببینیم و پای سریالهای خودمون بنشینیم. تا فرزندمون دچار دوگانگی فرهنگی و مشکلات خاص خودش نشه و.... تا اینکه این سریال و دیگر سریالی که از شبکه 2 پخش می شه رو پیگیری کردیم. .. اما همانطور که اشاره کردم این سریالها تنها و تنها سر گرم کننده ست . و سوال اینجاست که مسئولین و نویسندگان و مدیران بدنبال کدام پرورش در جامعه هستند و کدامین دانش و آموزشی را برای فرزندانمان دارند پیگیری می کنند؟ آیا موضوع های اینچنینی هموطنان را دچار تکرار مکررات و دلزدگی از موضوعات تکراری نمی کند؟ من تصور می کنم فضای صدا و سیما باید به گونه ای باشد که ابعاد فرهنگی جامعه ، را واقع بینانه ترببیند و سریال بسازد ... این سریال تاریخی ست ... بسیار خوب ولی موضوع بسیار تکراریست و هیچ آموزشی را در پی نخواهد داشت.. وانگهی موضوعات و مشکلات و مسائل جامعه ما به قدری زیاد هست که میتوان مثل کشور هند سالی 100 سریال بسازیم.. ولی با ساخت سریال می باید فرهنگ ساخته شود.. جامعه به سمت و سوی درست پیش برود.. راهکار برای بهینه شدن در سایر بخش های جامعه ارائه گردد.. یک فیلم خارجی را چندی پیش دیدم که نوع اندیشه سالم و صحیح و جامعه پسند یک انسان را از شروع تولد تا زمان پیری بررسی نمود و در کمتر از 2 ساعت آموزش داد... ! نمیخواهم مقایسه کنم .. درست برعکس میشود نمونه همین فیلم را در خور فرهنگ ایرانی تهیه نمود . و صدها فیلم و سریال دیگری که دارای موضوعات جالب تر و مردم پسند تر باشد، تهیه نمود.. خیلی دردناک است که سریالهای ترکیه ای را به اجبار ببینیم آنهم آگاهانه وقتی تاریخ را بررسی می کنیم می بینیم اینطور که سریال میسازند هیچ مناسبتی با واقعیت تاریخی شان ندارد( مثلا" عکسهای تاریخی این کشور گواه بر واقعیت است ... اما سریالهایی می سازند که حتی لباسهایشان درست 20 سال پیشرفته تر از حتی کشور فرانسه می باشد!!! حتی آداب سخن گفتن در این فیلمهای به اصطلاح تاریخی شان بر گرفته از کتابها و فیلمها و ادبیات فرانسه است... یعنی مسخره ست..) . به هر روی دست اندرکاران اگر دست به کار نشوند و با اینچنین تکنیک های هنری جوامع دیگر به رقابت نپردازند و همچنان بر مسائل تکراری اصرار ورزند .. دیری نخواهد پائید که این دوگانگی فرهنگی مردم ما را دچار فقر فرهنگی خواهد نمود . در آخر دیدگاه اینجانب بر گرفته از احساسات و اندیشه شخصی است و بعنوان یک بیننده اظهار نظر نمودم . توصیه دارم به تمام عزیزان و عوامل فیلم و سریال ، که پیشتر از ساخت یک اثر با جامعه شناسان و روانشناسان که صاحب اندیشه و نظریه پرداز در ارتباط با معظلات اجتمایی و الگوهای مناسب جهت باروری فرهنگی و پیشترفت جامعه و کشور هستند ... در تعامل باشند و الگو بگیرند ... اطمینان دارم با این ذوق هنری بسیار بالای هنرمندانمان .. موفقیت در راه خواهد بود ... با آرزوی تندرستی برای تمامی هم وطنان

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 207
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 7
  • آی پی دیروز : 11
  • بازدید امروز : 29
  • باردید دیروز : 20
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 148
  • بازدید ماه : 449
  • بازدید سال : 1,599
  • بازدید کلی : 68,242